محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1339

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نمىدانيم پيمبر را چون مردگان ديگر برهنه كنيم يا همچنان كه جامه به تن دارد غسلش دهيم . » و چون اختلاف كردند چرتشان گرفت و كس از آنها نبود كه چانه اش به سينه نيفتاده باشد ، آنگاه يكى كه ندانستند كيست از گوشهء خانه با آنها سخن كرد كه پيمبر را همچنان كه جامه به تن دارد غسل دهيد . گويد : برخاستند و پيمبر را در آن حال كه پيراهن به تن داشت غسل دادند ، از روى پيراهن آب بر او مىريختند و مىماليدند و پيراهن حايل دستانشان بود . عايشه مىگفت : « اگر آنچه را امروز مىدانم آن روز مىدانستم جز زنان پيمبر كس او را غسل نمىداد . » على بن حسين گويد : وقتى از غسل پيمبر فراغت يافتند وى را در سه جامه كفن كردند : دو جامهء صحارى و يك حله سياه كه پيكر را در آن پيچيدند . عكرمه گويد : وقتى خواستند گور پيمبر را بكنند ابو عبيدة بن جراح به رسم مكيان گور مىكند ( كه كف آن صاف بود ) و ابو طلحه زيد بن سهل براى اهل مدينه گور مىكند و لحد مىساخت ( يعنى قسمتى از گور گودتر از قسمت ديگر بود ) و عباس دو كس را پيش خواند و به يكيشان گفت : « به طلب ابو عبيده رو . » و به ديگرى گفت : « به طلب ابو طلحه رو . » و گفت : « خدايا براى پيمبرت اختيار كن . » آنكه به طلب ابو طلحه رفته بود او را بياورد كه براى گور پيمبر لحد كرد . و چون از غسل پيمبر فراغت يافتند و اين به روز سه شنبه بود ، وى را در خانه اش روى تختش نهادند و چنان بود كه مسلمانان درباره محل دفن وى اختلاف كرده بودند ، يكى گفت : « او را در مسجدش دفن كنيم . » ديگرى گفت : « او را با اصحابش دفن كنيم . » اما ابو بكر گفت : « شنيدم كه پيمبر مىگفت : هر پيمبرى كه درگذشت او را همانجا كه جان داد دفن كردند . » از اين رو بستر پيمبر را كه بر آن جان داده بود برداشتند و گور وى را زير آن كندند .